کالسکه مرگ و اجل بلاخره روزی در خانه ات را به صدا در می آورد و تو را با خود به آن دنیا می برد پس بهتر در زمان حیات وقتی می دانیم مسافریم و هر لحظه ممکن است برویم اعمال نیک و خدا پسندانه انجام دهیم تا که هم خدا و هم خلق الله از ما راضی و خشنود شوند.
ف.فتحی
زمین لرزید و مادری بیمناک شد
از وقوع زلزله ای شدید وحشتناک شد
به دور و بر نگریست آن مادر دردمند
نیافت در آن ویرانه زلزله کوک دلبند
شیون و زاری کند آن مادر ز غم کودک
سر راه سراغ گیرد از بزرگ و کوچک
هر چه جست نیافت کودک آن مادر
تنها خاطر ه ای به یاد ماند در دل مادر بی قرار
هموطنان عزیز آذری های زلزله زده زجر کشیده را فراموش نکنید ف.فتحی
در نی نی ملتمس کودک بی پناهی
پر شده ز غم و غصه و اندوه جانکاهی
جستجو کند در ویان زلزله آن کودک
آرام و قرار ندارد دل کوچک آن کودک
بدنبال رد پای آشنایی بود آن کودک
هر چه گشت نیافت نشانی کوچک
اگرنمی توانیم از نظر مالی به آن زلزلزدگان کمک کنیم دعا کنیم که خدای مهربان به آنها صبر عظیم عنایت کند و ما را هم درغم و اندوه خود شریک بدانند....ف.فتحی
همدردی با همنوعی مثل آن است که در غم و غصه هایش شریک شوی و او را دلداری دهی تا که از غم و اندوهش کاسته شود.
ف.فتحی
دست گدایی به سوی معشوقم کنم دراز
تا که عشقم را پذیرا شود آن پر رمز راز
حق تعالی را عشق ورزم از ته قلبم بی مهابا
عاشق الله شوم و عشق ورزم به معشوقم بی ریا
ف.فتحی
با عقل و درایت کنم تک تک نعمتهای خدا را شکار
بی ریا نعمت به ما دهد آن حق تعالی بی شمار
هر گز از نعمتهای حق تعالی نشوم سیرمن حقیر
شکر نعمتها بجای آورم و شوم ز عشق او اسیر
ف.فتحی
خدای رحمان و رحیم و رئوف بزرگترین خالق عشق است که عشق را آفرید و من را عاشق خود ساخت چون به من معنای عشق را فهماند.
به نام خالق عشق که عشق آفرید
من را عاشق حق نمود و کرد روسفید
ف.فتحی
بهشت جایگاهی است با صفا
مسافران بهشت آن مومنان خدا
زمانی که از دنیا روند سوی خدا
بهشت برازنده است آن مومنان با وفا
زمان حیات حرمت خالق دانندمومنان
جایگاه خالق و مخلوق دانند در این جهان
ف.فتحی
زنگ ناقوس مرگ زمانی دهد صدا
مرگ بنده ای فرا رسدو رود سوی خدا
زنگ ناقوس مرگ باشد تلنگری به ما
تا به هوش باشیم و ز مادیات شویم جدا
ف.فتحی
وسوسه باشد تله شیطان بی رحم وجفاکار
طعمه لذیذ نهد بر تله شیطان بی رحم و نابکار
تله گذارد و شکار کند کردار آن سست اراده را
بوق و کرنا گیرد و گوید رفتار آن سست اراده را
دائما گوید زسستی تقوا وایمان آن مخلوق خدا
چرا اشرف مخلوقات باشد اینگونه نادان و بینوا
ف.فتحی